هر آیه ای صاحب آیه و هر اسمی مسمّا را نشان می دهد و چون سراسر جهان ، آیات و اسمای الهی اند و او عین حُسن و حُسن صرف است ، در نظام کل هستی هر چیزی که به خدا نسبت یابد ، احسن است ؛ حتی دوزخ و شیطان . اگر چیزی در جهان نازیبا باشد ، به امر عدمی بازمی گردد ؛ یا در نگاه انسان غیر حَسَن است ، بنا براین موجوداتی که در نگاه انسان مدارانۀ ما پلیدند ، در حقیقت ، پلیدی آن ها قیاسی است نه ذاتی :
ما لیس موزوناً لبعضٍ من نِغَم
ففی نظام الکل کل منتظم ( شرح منظومه، سبزواری ، ج2 ، ص422 )
برای احسن بودن همۀ اشیای جهان برابر نظام احسن دلیل خاص تجربی نمی توان آورد ، چون آثار و برکات بسیاری از آن ها برای ما ناشناخته اند و بعضی از اشیا مانند مجردات ، اساساً از قلمرو حس و تجربۀ حسّی بیرون اند ؛ لیکن بر پایۀ آنچه تا کنون از اسرار آن پرده برداشته شده ، جهان هستی به زیباترین و نیکوترین شکل آفریده شده است .
بر پایۀ برهان عقلی نیز هر چیزی در جایگاه ویژه خود به بهترین صورت آفریده شده ، به گونه ای که زیباتر از آن تصور نمی شود و برای مجموع آفرینش نیز نیکوتر از این نمی توان فرض کرد . برهان عقلی در این زمینه فراگیر است : اگر بهتر و زیباتر از این شدنی بود ، به یقین خدا چنان می آفرید ، زیرا جهل ، عجز و بخل در خدای سبحان راه ندارد : او به هر چیزی عالم : « و هو بکلّ شیء علیم » ( انعام ، آیه101 ) و بر هر چیزی قادر : « و هو علی کلّ شیء قدیر » ( مائده ، آیه120 ) و دارای جود محض و نامتناهی است و هرچه عطا کند ، از خزانۀ جود او چیزی کاسته نمی شود ، پس نیکوتر از آنچه آفرید ، ممکن نبود ، وگرنه مستلزم نقص در علم ، قدرت و جود او می شد و هر سه در بارۀ ذات اقدس الهی محال اند .
همچنین نمی توان گفت آفرینشی زیباتر از نظام کنونی شدنی است ؛ ولی قابل بیش از این پذیرش ندارد و به مصلحت او نیست ، چون اگر قابل قابلیت ندارد و مصلحت نیست ، زیبا هم نخواهد بود ؛ زیبا آن است که فاعل همۀ جهت های قابل را در نظر بگیرد و برابر با مصلحت باشد و خدا بر اساس پذیرش قابل به صورت کامل به او عطا کند ، زیرا چیزی که با مصلحت و قابلیت قابل نخواند ، دادن آن نه تنها احسن نیست ، تضییع است ؛ مثلاً اگر موجود جهان ماده مانند فرشته مجرد باشد ، احسن نیست ، چون بی نظمی است ، زیرا لازمِ جهان ماده این است که موجودات آن هم ویژگی های همان را داشته باشند .
دلیل های نقلی ( آیات و روایات ) نیز مؤید این برهان عقلی اند ؛ مانند : « ما تری فی خلق الرّحمن من تفاوت فارجع البصر هل تری من فطور » ( ملک ، آیه3 ) . در مجموعۀ نظام احسن هیچ کمبود و تفاوت و حلقۀ جا افتاده ای دیده نمی شود و هر چیزی در جایگاه خود قرار دارد و ناقص دیده شدن چیزی در آفرینش جهان ، در نگاه انسان مدارانۀ ماست ؛ اگر جهان بینی خود را خدامحور کنیم ، نه انسان مدار ، سراسر هستی را زیبا می بینیم .
انسان حلقه ای از حلقه های بیکران این جهان است نه هدف آفرینش : خدا جهان را برای علم و عدل آفرید و انسان ها ابزاری برای اقامۀ آن اند ، تا خودشان نیز به پا خیزند : « لیقوم النّاس بالقسط » ( حدید ، آیه25 ) و مراد از گل سرسبد آفرینش ، تنها انبیا و اولیا و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام هستند و آن ها هیچ رویدادی را در نظام احسن بد نمی دانند و بد نمی بینند .
با اینکه هیچ رخدادی در جهان از واقعه کربلای سالار شهیدان امام حسین علیه السلام تلخ تر و جانگدازتر نبود و هیچ مقتولی به عظمت کشتۀ کربلا نیست ، حضرت زینب علیها سلام در پاسخ به گزافه گویی ابن زیاد در کوفه که گفت صنع خدا به برادر و اهل بیت خود را چگونه دیدی ، فرمود که جز زیبایی چیزی ندیدم !
این سخن برابر نظام احسن است ، چون بردباری در برابر آسیب چند روزه برای زنده کردن دین خدا و رفاه ابدی جامعۀ بشری ، در نظام احسن بسیار زیباست .
پاسخ حضرت زینب علیها سلام نیز اشاره به صنع الهی است ؛ اما نه از دیدگاه جبرگرایانه ابن زیاد – همانند حاکمان اموی و عباسی که با عقیدۀ جبر ، تبهکاری های خود را توجیه می کردند و کارهای زشت خود را به خدا نسبت می دادند – بلکه با نگاه به نظام احسن که کار خداست ؛ یعنی آنچه رخ داد ، آزمون الهی بود ؛ ما وظیفۀ خود را انجام دادیم و شما جنایت کردید ؛ کار شما ظلم و زشت بود و روزی در محکمۀ عدل خدا محکوم خواهید شد .
کوتاه سخن آنکه انسان ، مدار خوبی و بدی و زشتی و زیبایی در نظام هستی شناسی نیست ، تا آنچه به شامه و ذائقۀ او خوب آمد ، نیکو و آنچه بد آمد ، زشت باشد ؛ جهان بینی انسان باید بر مدار خواست الهی و با این نگاه باشد که سراسر جهان ، آیات و اسمای الهی اند و هر اسمی نماینگر مسمّاست .
زیبا شناسی و نظام احسن آفرینش ، مطلبی عقلی و برهانی ؛ اما لذت و کامجویی و احساس و خوشایندی ، مطلبی عاطفی و شخصی یا نوعی است نه جهانی . ممکن است نهیق حمار ، همانند چَه چَه بلبل ، برای انسان گوشنواز نباشد ؛ لیکن همان لذّتی که هزاردستان از نوای دلپذیر خود می برد ، حیوان ناهق از نهیق خود بهره مند می شود و ساختار عالمانۀ گرگ و گراز همانند آفرینش آهو و تیهو منظم است .
تسنیم ، تفسیرقرآن کریم ، آیةالله جوادی آملی ، جلد31 ، صفحات302تا306