« و إذ أخذ ربّک من بنی آدم من ظهورهم ذرّیّتهم و أشهدهم علی أنفسهم ألست بربّکم قالوا بلی شهدنا أن تقولوا یوم القیامة إنّا کنّا عن هذا غافلین » ( اعراف ، آیه172 )

پیمان گیری در موطن فطرت همان راه دل ، فطرت و شهود است که از اشکالات نظریه های دیگر پیراسته و با ظاهر آیه سازگار است . راهی که با کمی غبارروبی همگان می توانند آن را بپیمایند و هنگام پیمایش در کنارش « قالوا بلی » نیز وجود دارد ، از این رو خدا به هر کسی دستور می دهد که لحظۀ پیمان الهی را به یاد بیاورد : « و إذ أخذ ربّک ... » تا ببینی در نهان خانۀ دل خود به چه کسی سر سپرده ای .

بر اساس این نظریه ، پروردگار در موطن فطرت از همۀ بنی آدم پیمان توحید ربوبی گرفت و همه هم به عبودیت خود در قبال آن اقرار کردند ؛ این پیمان ، نه به زبان عقل و استدلال بود و نه به زبان وحی و معجزه ، بلکه به زبان فطرت بود که همه "بلی" گفتند ؛ لیکن دسته ای به گونه ای قوی و گروهی ضعیف ، و قوت و ضعف در پذیرش پیمان نیز به امور دنیا اختصاص دارد ، وگرنه اصل ربوبیت را همه باور داشته و به آن مؤمن اند .

نشئۀ فطرت به گذشته منحصر نیست ، بلکه هم اکنون و در آینده هم هست و همگان در آن نشئه با هم اند ؛ اینک نیز هر کسی درون خود را غبارروبی کند ، می تواند آن نشئه را ببیند و به یاد بیاورد .

خدای سبحان نفس انسان را با این سرمایۀ علمی فطری آفریده است : " کلّ مولود یولد علی الفطرة " ( الکافی ، ج2 ، ص13 ؛ مسند احمد بن حنبل ، ج2 ، ص233 ) .

در خلقت انسان و شکوفایی یا دفن فطرت دو مرحله هست :

أ‌.       مرحله ای که خدای سبحان به هر کسی جانی مستوی الخلقه داد که هیچ نقصی در آن نیست . استوای خلقت ، همان ملهَم بودن انسان است که ملهِم او خدای سبحان است ؛ بشر در مکتب الهی درس الهام خوانده و محور درس او هم آشنایی به فجور و تقواست نه درس های اعتباری . استاد خداست و شاگردش جان آدمی و عنوان درس ، الهام و محورش فجور و تقواست . خدا در کلاسِ درس الهام می فرماید : « ألست بربّکم » و همه می گویند : « بلی » .

ب‌.   مرحله ای که با رسیدن انسان به نشئۀ ظاهر شروع می شود و دسته ای مصداق « قد أفلح من زکّاها » ( شمس ، آیه9 ) و گروهی مشمول « و قد خاب من دسّاها » ( شمس ، آیه10 ) می شوند ؛ برخی از نفس ملهَمِ پاک برخوردارند و شماری دارای نفس ملهَمِ مدفون شده اند . هیچ کس نیست که کلیات خیر و شرّ خود را نداند ، گرچه خطوط جزئی را پس از آن باید بیاموزد ؛ هیچ کس از آغاز تولد دروغگو آفریده نشده و هر کودکی به سمتی می رود که نیاز او برآورده شود و انحراف را در ادامۀ زندگی می آموزد . پیش از اینکه انسان ها دو دسته شوند خدای سبحان در مرحلۀ آفرینش ، همۀ نفوس و ارواح آدمیان را مستوی الخلقه آفرید .

تسنیم ، تفسیرقرآن کریم ، آیةالله جوادی آملی ، جلد31 ، صفحات110تا127