وابستگی به مال و فرزند
در ادبیات فارسی تمثیلی است که اگر مال بیرون دل باشد ، در حکم آبی است که پشتوانۀ کشتی است و آن را جا به جا می کند و چنانچه مال به درون دل راه پیدا کند ، مانند آبی است که وارد کشتی می شود و سبب نابودی است .
چیست دنیا از خدا غافل بُدن
نی قماش و نقره و میزان و زن
مال را کز بهر دین باشی حمول
نعم مال صالح خواندش رسول
آب در کشتی هلاک کشتی است
آب اندر زیر کشتی پشتی است ( مثنوی معنوی ، دفتر اول ، ص46 ، بیت983-985 )
وابستگی به مال و فرزند ، انسان را هنگام مرگ رها نمی سازد و فشار جان دادن و مشکل برزخ از اینجا می آغازد ، زیرا وقتی دلبسته شده را از کسی میگیرند و دلبستگی وی بماند ، دردش می آید ؛ مثل معتادی که با قطع مواد مخدر دردش آغاز می شود ، زیرا مواد که متعلق اعتیاد است از او گرفته شده ؛ ولی اعتیاد که وابستگی خاص وی به آن مواد است باقی مانده و با بقای اعتیاد و زوال متعلق آن ، درد شروع می شود .
معنای فشار مردن این نیست که انسان مدت ها در حال احتضار و مرگ دست و پا بزند ، بلکه ممکن است کسی بر اثر ایست قلبی بی درنگ بمیرد ؛ ولی در عذاب باشد . وی به تشخیص طبیب مرده است و به اجازۀ او دفن می شود ؛ اما به نظر دین هنوز نمرده ، چون مرگ انتقال از دنیا به برزخ است و تا تک تک علاقه ها از انسان کنده نشود ، او را به برزخ راه نمی دهند و زدودن علاقه دردآور است ! گاهی نیز کسی در حال مرگ بسیار دست و پا می زند ، ولی در فشار نیست ؛ مانند شهیدی که در میدان نبرد بر اثر برخورد تیر مدت ها در خونش دست و پا می زند ؛ لیکن چونان کسی است که در هوای گرم با عطش شدید وارد استخر خنک می شود و شنا می کند و در حال لذت بردن است .
تسنیم ، تفسیرقرآن کریم ، آیةالله جوادی آملی ، جلد32 ، صفحات 333-334
عکس من برعکس من فارغ ز هر درد و غم است...