در بارۀ خدای سبحان سه مقام هست : ذات ؛ صفات ؛ افعال . منطقۀ ذات ، ممنوع الورود است و صفات ذات نیز که عین ذات اند ، همین حکم را دارند . اولیای الهی که سالیان متمادی این راه را رفته و اربعین ها گرفته اند تا آگاه شوند ، متحیّر مانده و گفته اند راه این دو منطقه بسته است : " امّا الذّات الإلهیّه فحار فیها جمیع الأنبیاء و الأولیاء " ( شرح فصوص ، قیصری ، ص346 ) ؛ ولی چون فعل خدا ممکن الوجود است ، می توان به آن حریم وارد شد .

انسان کامل می تواند درمحدودۀ صفات فعل الهی جای گیرد و مظهر آن ها شود و در این حال می توان فعل الهی را به او اسناد داد و برعکس ، چنان که در آیۀ « و ما رمیت إذ رمیت و لکنّ الله رمی » ( انفال ، آیه17 ) خدای سبحان پرتاب سنگریزه پیامبر صل الله علیه و آله و سلم را به خود اسناد می دهد . این گونه از مردان الهی که به توحید افعالی بار یافته اند ، تمام شئونات مستغرق در شئون ذات اقدس خداست و کارهای خدایی انجام می دهند ؛ مثلاً وجود مبارک امام هشتم علیه السلام مظهر رضای خداست و هیچ انسانی در هیچ شرایطی به خوشحالی راستین نمی رسد ، مگر به وساطت حضرت رضا علیه السلام و چه فخری بالاتر از این است . همین گونه است عزرائیل علیه السلام که مظهر ممیت بودن خداست ؛ یا اسرافیل علیه السلام که مظهر اسم محیی است ؛ یعنی خدای والا که محیی و ممیت است ، به دست اسرافیل علیه السلام حیات می بخشد و به وساطت عزرائیل علیه السلام قبض روح می کند . انسان کاملی که معلّم ملائکه است ، می تواند بالاتر از آن ها برود .

حدیث قدسی قرب نوافل به همین مقام سوم اشاره دارد : بندۀ مخلص با انجام دادن نوافل به مقامی می رسد که محبوب خدا می شود و خدای متعالی گوش ، چشم ، زبان و دست و پای او . ( المحاسن ، ج1 ، ص291 ؛ الکافی ، ج2 ، ص352 . این حدیث جامع الاطراف ، هم در مجامع حدیثی شیعه و هم در مجامع حدیثی اهل سنت : صحیح البخاری ، ج7 ، ص190 ؛ کنزالعمال ، ج1 ، ص230 با سند صحیح و حسن و موثق آمده است . )  خدای سبحان دربارۀ کسی که مجاری ادراکی و تحریکی او می شود ، می فرماید : « و ما رمیت إذ رمیت و لکنّ الله رمی » . آری ! اسناد " انداختن " به خدا ، پیامبر صل الله علیه و آله و سلم یا حضرت علی علیه السلام که سنگریزه ها را در کف دست مبارک پیامبر صل الله علیه و آله و سلم گذاشت ، همه صحیح اند و چون این کار باید با دستی الهی انجام شود ، پیامبر صل الله علیه و آله و سلم برای آوردن سنگریزه در میان آن همه صحابه ، به کسی دستور می دهد که در حکم نفس ایشان است .

برخی تعبیرات ادعیه و زیارات اهل بیت علیه السلام در همین جهت اند ؛ مانند : " بکم فتح الله و بکم یختم و بکم ینزل الغیث و بکم یمسک السماء أن تقع علی الأرض إلّا بإذنه " ( من لا یحضره الفقیه ، ج2 ، ص615 ؛ عیون اخبار الرضا علیه السلام ، ج2 ، ص276 ؛ مفاتیح الجنان ، زیارت جامعه کبیره ) . خدا به دست شما آغاز کرد و به دست شما به پایان خواهد رساند و باران را به دست شما نازل می کند و به وساطت شما نمی گذارد آسمان بر زمین افتد ؛ از حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف نیز به پیوند دهنده آسمان و زمین یاد می شود : " أین السبب المتصل بین الأرض و السماء " ( المزار الکبیر ، ص579 ؛ اقبال الأعمال ، ج1 ، ص509 ) . این تعبیرها ، به معنای سبب و ابزار بودن دیگران است نه علتِ فاعلی ، از همین رو در دعای پس از زیارت معصومان به خدا عرض می شود که مدبّر ، غافر ، خالق  و فرستندۀ باران جز تو نیست : " یا من لا مدبّرالأمر إلّا هو ! یا من لا یغفر الذنب إلّا هو ! یا من لا یخلق الخلق إلّا هو ! یا من لا ینزّل الغیث إلّا هو ! ( بحار الانوار ، ج99 ، ص56 ؛ مفاتیح الجنان ، دعای بعد از زیارت امام رضا علیه السلام ) بیعت با پیغمبر صل الله علیه و آله و سلم نیز بیعت با خدا خوانده شده : « إنّ الذین یبایعونک إنّما یبایعون الله یدالله فوق أیدیهم » ( فتح ، آیه10 ) زیرا در محدودۀ فعل خدا و بر اساس حدیث قرب نوافل است .

بر این پایه ، تعبیر « و ما رمیت إذ رمیت و لکنّ الله رمی » از این روست که پیامبر صل الله علیه و آله و سلم به مقام توحید افعالی ( جمع الجمع و جمع کامل ) و توحید ناب باریافته و تنها یدالله می تواند با پرتاب کردن مشتی سنگریزه آن ها را درون چشم همۀ مشرکان وارد سازد .

تسنیم ، تفسرقرآن کریم ، آیةالله جوادی آملی ، جلد32 ، صفحات223تا227