نبوت، رسالت، امامت و ديگر شئون و سِمَت هاي الهي، بر اثر ويژگي هايي كه دارد، جز به افرادي خاص داده نمي‌شود. خداي سبحان براي اين‌گونه سِمَت ها صفوه‌ها و برجسته‌هاي بشري را برمي‌گزيند . اصل كلي اين گزينش الهي كه بين انسان ها و فرشتگان مشترك است ، اين‌گونه در قرآن كريم بيان شده است:  « لله يصطفي من الملائكة رسلاً ومن الناس إنّ الله سميع بصير » ( حج ، آیه75 ) ؛ بنابراين ، حتي در ميان فرشتگان ، تنها برجستگان آنها مصطفاي حقّ هستند . اصل مزبور،ا در آيه‌اي ديگر درباره خصوص انسان ها چنين آمده است: « الله أعلم حيث يجعل رسالته » ( انعام ، آیه124 )

پس از روشن شدن اين نكته كه تنها انسان هاي برجسته مورد اصطفاي الهي هستند ، قرآن كريم نمونه‌هايي از اين اصطفا را نيز ارائه مي‌دهد ؛ مانند : حضرت آدم و نوح عليهماالسلام  و دوده ابراهيم و آل ‏عمران؛ « إنّ الله اصطفي ادم ونوحاً وآل‌براهيم وآل ‏عمران علي العالمين » ( آل عمران ، آیه33 )  و خصوص حضرت ابراهيم؛ « ولقداصطفيناه في الدنيا » ( بقره ، آیه130 ) و حضرت موسي ؛ « يا موسي إنّي اصطفيتك علي النّاس برسالاتي وبكلامي » ( اعراف ، آیه144 )  و حضرت مريم؛ « يا مريم إنّ الله اصطفاك وطهّرك واصطفاك علي نساء العالمين » ( آل عمران ، آیه42 ) و....

آنچه درباره اصطفا بيان شد درباره اجتباي الهي نيز صادق است. جبايه و اجتباء ، برچين كردن را گويند ؛ چنان‌كه خداي سبحان درباره فراهم آمدن بهترين محصولات از مناطق مختلف جهان در حرم امن الهي و مكه مي‌فرمايد « أولم نمكن لهم حرماً ءَامنا يجبي إليه ثمرات كل شي‏ء » ( قصص ، آیه57 ) .  خداوند درباره اصل اجتبا چنين مي‌فرمايد « الله يجتبي إليه من يشاء » ( شوری ، آیه13 )  و درباره اجتباي پيامبران و اولياي خود، پس از تصريح به نامِ‌شماري از آنان مي‌فرمايد « ومن ابائهم وذرياتهم وإخوانهم واجتبيناهم وهديناهم إلي صراط مستقيم » ( انعام ، آیه87 )   و درباره اجتباي از ميان رسولان خود مي‌فرمايد « الله يجتبي من رسله من يشاء » ( آل عمران ، آیه179 ) .

حضرت ابراهيم خليل‌الرحمان، هم مصطفاي خداوند بود؛  « ولقد اصطفيناه في الدنيا » و هم مجتباي او؛ « إنّ إبراهيم كان أمة قانتاً لله حنيفاً ولم يك من المشركين٭ شاكراً لأنعمه اجتباه وهداه إلي صراط مستقيم » ( نحل ، آیات120-121 )  ازاين‌رو او نيز همچون ديگر برگزيدگان الهي از غيب آگاه بود؛ « ما كان الله ليطلعكم علي الغيب ولكنّ الله يجتبي من رسله من يشاء » ( آل عمران ، آیه179 ) .

يكي از ويژگيهاي حضرت ابراهيم عليه‌السلام كه در قرآن كريم مقدم بر مصطفابودن آن حضرت ذكر شده ، قدرتمندي و بصيرت او در راه حق است؛  « واذكر عبادنا إبراهيم واسحق ويعقوب أولي‌الأيدي والأبصار٭ إنّا أخلصناهم بخالصة ذكري الدار٭ وإنّهم عندنا لمن المصطفين الأخيار » ( ص ، آیات45تا47 ) ؛  دیگران  نه دستي دارند و نه ديده‌اي؛ زيرا آنكه با چشمش حق (ملكوت) را نبيند و با دستش باطل مانند بتها را نشكند، از گروه « أولي الأيدي والأبصار» نيست. آل‌براهيم، هم دين حق را خوب مي‌فهميدند و هم به فهميده‌ها خوب عمل مي‌كردند. خداي سبحان به آنان جايزه «ذكري الدار» و به ياد منزل نهايي بودن، عطا فرمود و ديگران در اين عطاي خالص سهم نداشتند؛ « إنّا أخلصناهم بخالصة ذكري الدار » { عنوان «دار» اگر به صورت مطلق ذكر شود، مانند آيه شريفه مذكور، مراد از آن آخرت است. اما هرگاه درباره دنيا به كار رود همراه با پسوند خاص، ذكر مي‌شود؛ مانند «دار فناء»، «دار مجاز»، «دار موقت» و مانند آن. از اين نكته معلوم مي‌شود كه دنيا، دار حقيقي نيست؛ چنان‌كه كلمه «خانه» را درباره مسافرخانه بدون پيشوند به كار نمي‌برند؛ برخلاف خانه شخصي و حقيقي. پس دار حقيقي آخرت است؛ « و إنّ الدار الاخرة لهي الحَيَوان » ( عنكبوت، آيه64) . } .  به يادسراي اصيل و نهايي بودن جايزه خالصي است كه بهره هر كس نمي‌شود. خداي سبحان بر اثر علم صائب و عمل صالح اُسْره ابراهيم(عليه‌السلام) آنان را به چنين فضيلتي مفتخر فرمود.

تسنیم ، تفسیرقرآن کریم ، آیةالله جوادی آملی ، جلد6 ، صفحات492تا494