مستضعفان در قرآن
مستضعفان در قرآن چند گروه اند :
- مستضعفان زمینی و مقتدران ملکوتی : این گروه گرچه در زمین مستضعف اند ، مقتدران ملکوتی اند که به زودی از سلطۀ بیگانگان بیرون می آیند و با منّت الهی مستکبران را به سلطه می کشند و بر آنان حاکم می شوند : « و نرید أن نمنّ علی الذّین استضعفوا فی الأرض و نجعلهم ائمّه و نجعلهم الوارثین » ( قصص ، آیه5 ) . این دسته از مستضعفان ، نه تنها ضعف فرهنگی ندارند ، رهبری فرهنگی جامعه را هم بر عهده می گیرند .
- مستضعفان سیاسی- نظامی : این ها کسانی اند که پیوسته با خدا در ارتباط اند و از او می خواهند آنان را از مردم ستمکار سرزمین آن ها برهاند : « ربّنا أخرجنا من هذه القریة الظّالم أهلها » ( نساء ، آیه75 ) . ایشان موحدانی اند که در زیر سلطۀ مستکبران اند و خدا مؤمنان مسلمان را ترغیب می کند که به کمک آن ها بشتابند و از جهاد در راه خدا و مستضعفان کوتاهی نکنند : « و ما لکم لا تقاتلون فی سبیل الله و المستضعفین من الرّجال و النّساء و الولدان الذّین یقولون ربّنا أخرجنا من هذه القریة الظّالم أهلها و اجعل لنا من لدنک ولیّاً و اجعل لنا من لدنک نصیرا » ( نساء ، آیه75 ) .
- مستضعفان مسامحه کار : این گروه به بد اختیاری خود نخست با مسامحه سلطۀ فرهنگی دشمن را پذیرفته و باورهای دینی را از دست دادند ، تا کم کم رنگ و فکر مستکبران را به خود گرفتند . اینان که نمی توانند برنامه های دینی شان را در کشورهای کفر اجرا کنند ، بی دلیل در آنجا می مانند ، چون با امکان زندگی در کشوری اسلامی ، به گمان راحتی چند صباح دنیایی ، سرزمین های شرک را بر زندگی برمی گزینند.
این گروه هنگام مُردن جوابی برای گفتن ندارند و هنگامی که فرشتگان تنبیه گر از حالشان می پرسند : « إنّ الذّین توفّاهم الملائکة ظالمی أنفسهم قالوا فیم کنتم » می گویند ما در زمین مستضعف بودیم : « قالوا کنّا مستضعفین فی الأرض » و توان انجام دادن مسائل دینی را نداشتیم ؛ مثلا قبله را نمی دانستیم ، درنتیجه نمی توانستیم نماز بخوانیم و اذان و اقامه ای نداشتیم ! فرشتگان به آن ها می گویند اگر اهل جهاد نبودید و دستی برای جنگیدن نداشتید ، چرا از پایتان برای فرار بهره نبردید و به سرزمین دیگری هجرت نکردید : « قالوا ألم تکن أرض الله واسعةً فتهاجروا فیها » . چنین مستضعفی که برای راحتی زندگی در کشوری به سر می برد که نمی تواند آداب دینی اش را در آنجا عمل کند ، سزایش جهنم است : « فأولئک مأواهم جهنّم و ساءَت مصیرا » ( نساء ، آیه97 ) .
در میان این دسته ، سالمندان ، زنان و خردسالان مستثنا هستند ، و به جهنم نمی روند ، چون نه قدرت جهاد دارند و نه توانایی هجرت : « إلّا المستضعفین من الرّجال و النّساء و الولدان لا یستطیعون حیلة و لا یهتدون سبیلا * فأولئک عسی الله أن یعفو عنهم و کان الله عفوّاً غفورا » ( نساء ، آیات98-99 ) اما کسانی که در آغاز به طمع شیرین و کاذب رفاه طلبی حرکت کردند و سرانجام ، مانند مستکبران شدند ، در قیامت حکم همان مستکبران را دارند .
4. مستضعفان فکری- فرهنگی : این دسته هیچ یک از خطوط کلی و مبسوط دین به آن ها نرسیده و به احکام و معارف اسلامی دسترسی نداشتند ، از این رو خدا آنان را عذاب نمی کند که چرا نماز نمی خواندند : « و ما کنّا معذّبین حتّی نبعث رسولا » ( اسراء ، آیه15 ) ؛ اما هیچ یک از آن ها دربارۀ اصل توحید بهانه ای ندارند ، چون در نهاد خویش ربوبیّت خدا و عبودیّت خود را ادراک می کنند ؛ اگر کسی خودش را فراموش نکند ، همواره به یاد ربوبیّت خدای سبحان است ، زیرا عقیده یعنی عقد ایمان با نفس و با عدم فراموشی یکی از دو طرف عقد ، عقد فراموش نمی شود ، چون عقد گره خوردن ایمان با جان خود عاقد است ؛ ولی اگر خود را از یاد برد ، عقد و خدا را هم فراموش می کند ، چنان که نسیان خدا مایۀ انساء و به فراموشی کشیدن آن ها از خودشان است : « نسوا الله فأنساهم أنفسهم » ( حشر ، آیه19 ) .
تسنیم ، تفسیرقرآن کریم ، آیةالله جوادی آملی ، جلد31 ، صفحات133تا136
عکس من برعکس من فارغ ز هر درد و غم است...