ازدواج و ضرورت حفظ نوع بشر
انسان مانند فرشته نیست که قائم به شخص باشد ؛ شخص او همواره در معرض مرگ است : « کلّ نفس ذائقة الموت » ( آل عمران ، آیه185 ) ؛ « و ما جعلنا لبشر من قبلک الخلد أفان متّ فهم الخالدون » ( انبیاء ، آیه34 ) پس بقای انسان به نوع بسته است و قیام به نوع بی زاد و ولد ( توالد و تناسل ) شدنی نیست و چون مصلحت بر ماندگاری نسل انسان در زمین تا قیامت است ، چاره ای جز حفظ این نوع نیست ، پس انسان با نوع حفظ می شود و وحدت نوعی دارد ، در نتیجه ناگزیر از نکاح است . ازدواج تنها راه حفظ نوع بشر تا روز قیامت است .
ناآرامی انسان در سنین جوانی از نشانه های قدرت الهی است ، تا به فکر ازدواج بیفتد ، وگرنه به تدریج نسل بشر نابود می شد ، چنان که رنج گرسنگی و تشنگی نیز از آیات الهی اند ، وگرنه انسان به دنبال آب و غذا نمی رفت و به زودی می مُرد . خدای متعالی ، انسان را با این احساس ها آفرید تا در پی حفظ شخص و نوع خود برآید و آدمی باید به این احساسات ، مثبت پاسخ بدهد ؛ یعنی به اندازه ای غذا بخورد که جذب بدن شود ، زیرا بدن آدمی حکیمانه خلق شده و غذای افزون را نمی پذیرد پس باید به حد ضرورت و سود بسنده کند . کسی که بیش از نیاز بدن غذا می خورد ، مأمور املاء ( پرکردن ) کنیف است .
بر این اساس ، ذات اقدس الهی ازدواج را مایۀ آرامش و زدایش ناآرامی می داند : « هو الذی خلقکم من نفس واحدة و جعل منها زوجها لیسکن إلیها » ( اعراف ، آیه 189 ) ؛ « و من آیاته أن خلق لکم من أنفسکم أزواجا لتسکنوا إلیها » ( روم ، آیه21 ) . مرد جوان تا ازدواج نکند ، آرام و قرار ندارد و این گونه ناآرامی را نمی توان با نصیحت و وعد و عید درمان کرد ، بلکه تنها با ازدواج حل می شود .
این گونه ناآرامی ، آشوب و شورش در جوان ، طبیعی ، ستوده و پسندیده است . او آشوبگر نیست ، بلکه نظام آفرینش وی را به زندگی مسالمت آمیز با همنوعش شورانده و تنها راه آرامش او را در ازدواج نهاده است .
این احساس ناآرامی در زن و دختر جوان نیز هست ؛ ولی شیوۀ قرآن کریم در بیان این گونه امور مؤدّبانه و عفیفانه است ؛ مثلا برای رعایت ادب در هیچ آیه ای به زن ها مردهای بهشتی را وعده نداده ، با اینکه آن ها هم از این نعمت برخوردارند و در بهشت همسرانی دارند ؛ دربارۀ آرامش زن و مرد نیز این مسئله رعایت شده و با تعبیر « و جعل منها زوجها لیسکن إلیها فلمّا تغشّاها » ( اعراف ، آیه189 ) هم ادب را و هم حرمت خانوادگی را یادآور شده و پاس داشته است .
ازدواجی که بر پایۀ دین و در سایۀ ولایت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام انجام می گیرد ، جنبۀ ملکوتی دارد و بر پایۀ روایات ، مایۀ به دست آوردن نیمی از دین است : قال رسول الله صل الله علیه و آله و سلم : " من تزوّج فقد أحرز نصف دینه فلیتّق الله فی النّصف الباقی " ( الامالی ، طوسی ، ص518 ) . رسول گرامی صل الله علیه و آله و سلم که این امر مادی را از دیدگاه ملکوتی می بیند ، آن را سنت خویش می خواند : " النّکاح سنّتی فمن رغب عن سنّتی فلیس منّی " ( جامع الاخبار ، ص101 ؛ بحارالانوار ، ج100 ، ص220 ) ، پس ازدواج امرغریزی صرف نیست ، چون این غریزه در حیوانات هم هست ، بلکه امری ملکوتی است که حافظ دین انسان و از آیات الهی است ؛ لیکن انسان عادی که علت ایجاد چنین غریزه و کششی را نمی داند ، می پندارد که این امر ، مطلوب ذاتی است ؛ اما اهل راه می دانند که لذّت نکاح ، مزد تشکیل خانواده است ، همچنان که لذت غذا خوردن مزد کار انسان برای تحصیل غذاست .
توضیح : انسان برای ادامۀ حیات به غذا نیاز دارد ؛ ولی چونان حیوان نیست که غذایش در سفرۀ خلقت آماده باشد ، بلکه باید با کوشش غذای مناسب خود را تأمین کند و این کار برای او زحمت دارد ؛ ذات اقدس الهی ، مزد این زحمت را در لذت خوردن نهاده ، وگرنه آدمی انگیزه ای برای کار کردن نداشت . اگر لذت نکاح نیز نبود ، انسان به دنبال انتخاب همسر نمی رفت و نسل آدمی ادامه نمی یافت .
تسنیم ، تفسیرقرآن کریم ، آیةالله جوادی آملی ، جلد31 ، صفحات 495تا498
عکس من برعکس من فارغ ز هر درد و غم است...