کارکرد اسمای حسنا و مظهریت از آن ها در جهان
سراسر نظام هستی را اسمای حسنای الهی اداره و فرشتگان مدبّر امر از راه اسمای الهی عالم را تدبیر می کنند . این راه برای انسان ها هم باز است ، بلکه انسان کامل که خلیفۀ خدا و معلم و مسجود ملائکه است و از راه تعلیم و معرفت اسما ، خلیفةالله و آموزگار و مسجود فرشته ها گردید : « و إذ قال ربّک للملائکة إنّی جاعل فی الأرض خلیفة ... * و علّم ءادم الأسماء کلّها ... * ... * قال یا آدم أنبئهم بأسمائهم ... * و إذ قلنا للملائکة اسجدوا لآدم فسجدوا » ( بقره ، آیات30تا34 ) قدرت بیشتر و بالاتری دارد و هدایت یافته تر و هدایت کننده تر است ، زیرا فرشتگان از مقام معلوم برخوردارند : « و ما منّا إلّا له مقام معلوم » ( صافات ، آیه164 ) ولی انسان از این سو مرزی ندارد و تا لقاءالله بال پرواز دارد : « یا أیّتها النّفس المطمئنّة * إرجعی الی ربّک راضیة مرضیّة * فادخلی فی عبادی * و ادخلی جنّتی » ( فجر ، آیات27تا30 ) .
بر این اساس ، انسان دانا به اسمای الهی ، از حقایق جهان باخبر می شود و اگر مظهر اسمی از اسما شود ، کلیددار گوشه ای از آن نیز می گردد و کار خدایی می کند ، از این رو بزرگان اهل معرفت « بسم الله الرحمن الرحیم » را از انسان کامل مانند « کُن » از ذات اقدس اله دانسته اند ؛ ( الفتوحات المکیه ، ج2 ، ص125 ) همچنان که اراده الهی برای ایجاد شیء با وجود خارجی آن هماهنگ است ، انسان کامل نیز که ولیّ خدا و مظهر اسمای حسناست ، به اذن خدا چنین مقامی را دارد .
آیۀ شریف « بسم الله مَجرها و مُرسها » ( هود ، ایه41 ) نیز این حقیقت را می رساند که کشتی نوح علیه السلام با « بسم الله » آن حضرت حرکت می کرد و با « بسم الله » وی لنگر می انداخت ؛ بر خلاف کشتی های دیگر که با اسباب مادی حرکت می کنند و لنگر می اندازند . حرکت کشتی و لنگر انداختنش در آن طوفان سهمگین با یادکرد نام خدا بر زبان ولیّ او نشان مظهر بودن وی برای اسمای خداست ، زیرا نوح علیه السلام مظهر بزرگ اسمای حسنا بود .
همۀ معجزه ها و کرامت های پیامبران علیهم السلام به سبب مظهریت اسما بوده است ؛ معجزات حضرت موسی علیه السلام مانند شکافتن دریا با عصا : « أن اضرب بعصاک البحر فانفلق فکان کلّ فرق کالطّود العظیم » ( شعراء ، آیه63 ) برون آوردن دوازده چشمۀ جوشان از سنگ سخت : « أن اضرب بعصاک الحجر فانبجست منه اثنا عشرة عیناً » ( اعراف ، آیه160 ) نیز معجزه های حضرت عیسی علیه السلام همچون مرده زنده کردن به اذن الهی و شفابخشی بیماران ، یا دمیدن در مجسمه ای گلین و حیات بخشی به آن : « أنّی أخلق لکم من الطّین کهیئة الطّیر فأنفخ فیه فیکون طیراً بإذن الله و أبرءُ الأکمه و الأبرص و أحی الموتی بإذن الله ... » ( آل عمران ، آیه49 ) و ... همگی بیانگر مظهر بودن آنان برای نام های خالق ، محیی ، شافی و ... بوده است ؛ این چنین اند معجزات دیگر پیامبران علیهم السلام . اساساً معجزه از کسانی سر می زند که مظهر اسمای الهی باشند .
گفتنی است که اگر کسی مظهر اسم اعظم « الله » شود ، مظهر دیگر اسما نیز می گردد ، زیرا این اسم گردآورندۀ همۀ اسما و صفات است ؛ ولی عکس آن درست نیست ؛ یعنی اگر کسی مظهر اسم کافی ، شافی یا ... شد ، مظهر اسم اعظم نمی شود ، بلکه در رتبۀ پایین تری جا دارد .
تسنیم ، تفسیرقرآن کریم ، آیةالله جوادی آملی ، جلد31، صفحات311تا313
عکس من برعکس من فارغ ز هر درد و غم است...