كلام خاص خداوند ويژۀ پيامبران و اولياي معصوم عليهم‌السلام است و شنيدن چنان كلامي تنها مقدور انسان هاي والا و وارسته است .

خاطرات ربّاني و الهام هاي خير نيز كلام حق است كه خداي سبحان آن را نسبت به مؤمنان روا مي‌دارد ؛ مثلاً تصميم ناگهاني بر انجام كاري خير، كلام خداست كه فرشته‌اي مأمور القاي آن در قلب مؤمن شده است . هيچ خاطره‌اي ، خير يا شر، خود به خود پديد نمي‌آيد .

ظهور هر خاطرۀ خيري در قلب مؤمن ، اثر درودي است كه خدا و فرشتگان بر او مي‌فرستند تا او را نوراني كنند ؛ « هو الّذي يصلّي عليكم و ملائكته ليخرجكم من الظلمات إلي‌النّور » احزاب ، آيه 43 ) بنابراين ، اگر خاطرۀ علمي صائب يا انجام كاري خير به ذهن انسان خطور كرد يا از لغزشي محفوظ ماند و خطري از او دور شد نمي‌تواند آن را صرفاً به سوابق خوب و زحمت خويشتن مستند كند . مستند ساختن دستيابي به نيكي يا مصونيت از شرّ، به كارهاي نيك پيشين به طوري كه سهمي براي امداد غيبي نباشد نشان مي‌دهد صاحب چنين پنداري ، گويا خود را طلبكار مي‌داند ؛ حال اينكه كوشش صالح هركسي در حدّ تتميم نصاب قبول و فراهم‏كردن زمينه قابلي است و كار اساسي در اختيار مبدأ فاعلي است . خاطرۀ علمي يا عملي خوب ، موجودي است مخلوق و ناگزير نيازمند خالق است و چون خير است به دست خداي سبحان است . خداي سبحان با اين گونه الهامات و خاطرات خير با مؤمن سخن مي‌گويد . به طوري كه آنچه اكنون انديشه است و صورت علمي دارد ، يا انگيزه است و صورت ارادي دارد گرچه به لحاظ تحليل مفهومي كلام خداست ولي در قيامت وجود عيني يافته ، مشهود و روشن‌تر شده و به طور شفاف « كلام الله » مي‌شود.

تسنیم،تفسیرقرآن کریم،آیةالله جوادی آملی،جلد6،صفحات 353-354