جدایی پذیری علم از ایمان و راز آن
اموری هستند که از برخی آیات مربوط به آن ها برداشت می شود علم با ایمان تلازم ندارد و می شود کسانی عالم به حقیقت باشند ؛ ولی به آن ایمان نیاورند :
أ. انکار عالمانه معجزات حضرت موسی علیه السلام : فرعون در مقابله با معجزات حضرت موسی علیه السلام آن ها را سحر و موسی علیه السلام را جادوگر خواند : « فقال له فرعون إنّی لأظنّک یا موسی مسحورا » ( اسراء ، آیه101 ) و موسی علیه السلام در پاسخ این اتهام به فرعون فرمود که تو نیک می دانی این معجزات را که مایۀ بصیرت و روشنگری مردم است ، جز خدا نازل نکرده است : « قال لقد علمت ما أنزل هؤلاء إلّا ربّ السّماوات و الأرض بصائر » ( اسراء ، آیه102 ) . بر پایۀ این آیه ، فرعون به آمدن این معجزات از سوی خدای سبحان علم داشت ؛ لیکن به آن ها ایمان نیاورد .
ب. انکار معجزات از روی ستم و تکبر : وقتی معجزات روشنگر الهی برای قوم فاسق فرعون آمدند ، آنان با یقین به اینکه آن ها از جانب خداست ، از روی کبر و نخوت و ستمگری منکر شدند و گفتند این ها همه سحر موسی است : « فلمّا جاءتهم آیاتنا مبصرةً قالوا هذا سحرٌ مبین * و جحدوا بها واستیقنتها أنفسهم ظلماً و علوّاً ... » ( نمل ، آیات13-14 ) .
ت. مخالفت آگاهانه علمای یهود و نصارا با اسلام : مخالفت های علمای یهود و نصارا با دین مبین اسلام ، همه آگاهانه و پس از روشن شدن حقانیت پیامبر صل الله علیه و آله و سلم با محاجّه ها ، مناظره ها و استدلال های آن حضرت بود ؛ ولی آنان از سر رشک و حسد به آن کفر ورزیدند : « إنّ الدّین عند الله الإسلام و مااختلف الذّین اوتوا الکتاب إلّا من بعد ما جاءتهم العلم بغیاً بینهم و من یکفر بآیات الله فإنّ الله سریع الحساب » ( آل عمران ، آیه19 ) .
آیات دیگری نیز گویای این حقیقت اند که گاه انسان دانسته و عمدی خلاف می کند و با اینکه حق مانند روز برایش روشن است ، به آن ایمان نمی آورد : « و ما اختلف فیه إلّا الّذین اوتوه من بعد ما جاءتهم البیّنات بغیاً بینهم » ( بقره ، ایه213 ) .
راز جدایی پذیری ایمان از علم این است که ایمان ، فعل نفس و در حدوث و بقا اختیاری است ؛ یعنی انسان می تواند به چیزی که به آن دانا شد ، ایمان نیاورد ؛ یا پس از ایمان آوردن مرتد گردد ؛ اما علم ، فعل اختیاری نفس نیست و تنها مبادی و مقدمات آن اختیاری است و با فراهم آمدن مقدمات آن ، حصول علم برای انسان قهری و ضروری است .
بر این پایه ، قرآن کریم در هیچ یک از آیاتی که احتجاج های عقلی یا نقلی را یاد می کند ، نمی فرماید راهنمایی های عقل و ارشادهای وحی را همۀ انسان ها پذیرفتند ؛ اما دربارۀ میثاق می فرماید همه به آن اقرار کردند : « و إذ أخذ ربّک ... قالوا بلی شهدنا » . این ویژگی موطن اخذ میثاق ، دلیل متقنی است که این موطن از موطن عقل و وحی جداست .
تسنیم ، تفسیرقرآن کریم ، آیةالله جوادی آملی ، جلد31 ، صفحات136تا138
عکس من برعکس من فارغ ز هر درد و غم است...