میان قلب و زبان ، پیوند متقابلی است : دل باید پاک باشد و طهارت و صلاح دل را عمل صالح باید همراهی کند ؛ یعنی دل پاک ، اعضا و جوارح را نیز پاک می سازد ، پس عمل به دستورهای دینی و رعایت ظواهر شرعی و سلامت اعضا و جوارح ظاهری ، برای طهارت باطن امری ضروری است ، از این رو آموزه های دینی همواره یاد خدا در دل را همراه نام خدا بر لب ذکر کرده اند .

اگر کارهای بدنی با کارهای نفسی و روحی همراه گردند ، آثار متقابل میان آن ها روشن خواهند شد . این ها در حکم آینه های متعاکس اند که مرتب یکدیگر را از صورت های همدیگر آگاه می کنند ؛ مثلا اگر کسی یاد خدا را در جانش احیا کند و نام حق را به زبان آورد ، ذکر زبانی بر خیال او اثر می گذارد ؛ آن گاه به قلبش راه می یابد و دلش نورانی می شود ؛ نیز قلب نورانی بر خیال او و خیال نورانی نیز بر زبان اثر می گذارد و ذکر را از نظر کمّی و کیفی بهتر ، صحیح تر و بیشتر می گوید ، پس ذکر زبانی و قلبی در حکم دو آینۀ شفاف رو در روی هم اند ؛ آنچه بر قلب می گذرد ، زبان را نشان می دهد و آنچه بر زبان می گذرد ، قلب را می نمایاند و از شفافی یکدیگر بهره می برند .

ذکر قلبی به تنهایی هرچند اثر دارد ، اعضا و جوارح را آن گونه که باید هدایت نمی کند ؛ همچنین ذکر زبانی به تنهایی قلب را درمان نخواهد کرد . کسی که از ذکر نفسی غافل بماند و یاد خدا را در دل نداشته باشد و به ذکر لفظی بسنده کند ، بهره اش از فیض الهی اندک است . آن که در نماز غافل است و دقیق نمی داند با چه کسی گفت و گو می کند ، نمازش صحیحِ فقهی است و اعاده و قضا ندارد ؛ اما از نظر کلامی پذیرفته نیست ؛ یعنی ثواب کامل را نمی برد ؛ لیکن جمع میان ذکر نفسی و لفظی ، نظیر آینه های متعاکس ، فیض ها را به یکدیگر منتقل می کند .

تسنیم ، تفسیرقرآن کریم ، آیةالله جوادی آملی ، جلد31 ، صفحات 690-691