دستاورد سکوت زبان دل
در فرهنگ قرآن کریم ، مؤمن افزون بر چشم و گوش و دیگر اعضا و جوارح ظاهری ، چشم و گوش باطنی هم دارد که کافران از آن بی بهره اند : « فإنّها لا تعمی الأبصار و لکن تعمی القلوب التّی فی الصّدور » ( حج ، آیه46 ) ؛ « صمّ بکم عمی فهم لا یعقلون » ( بقره ، آیه171 ) .
بر این اساس ، اگر کسی در نشئۀ ظاهری ساکت شود ، گوش ظاهری او می شنود ؛ چنانچه در نشئۀ درون سکوت کند ، گوش دلش می شنود . حدیث نفس و خاطرات ، کار زبان دل است ؛ اگر پاک باشد ، سخنان خوب به زبان می راند ، وگرنه آثار بد ظهور می کند ، پس باید زبان دل را ساکت کرد ، تا گوش دل بشنود .
پاسداشت چشم و گوش و زبان ظاهری ، کم کم راه را برای مجاری ادارک درونی باز می کند . به یقین دشوار است که انسان در حد علم حصولی از خاطرات نفسانی جلوگیری و حدیث نفس را کنترل و مواظبت کند چیز بیجا را تصور نکند و در ذهن نیاورد ؛ اما اگر موفق گردد و در درون خود ساکت شود ، گوش دلش سخنان خوب را می شنود ، چون فضای درونش زمینۀ پاکی دارد و فقط معنای وحی الهی در آنجا جلوه گر است ، پس هیچ خاطره ای در دلش رسوخ نمی کند ، بلکه تنها کلام الله را می شنود و در چنین فضایی ، سرزمین دل ، مِلک قرآن کریم می شود ،
عروس حضرت قرآن نقاب آنگه براندازد
که دارالملک ایمان را مجرد ببیند از غوغا
( دیوان سنایی غزنوی ، ص52 ، قصیده19 ، بیت12 )
زیرا هیچ گویندۀ دیگری در آنجا حضور و ظهور ندارد و کلام خدا مالک مطلق و زمین دل هم ملک مطلق اوست . اگر در زمینِ دل انسان وحی الهی طنین اندازد ، همواره تابناک و مصداق آیۀ « و أشرقت الأرض بنور ربّها » می گردد .
تسنیم ، تفسیرقرآن کریم ، آیةالله جوادی آملی ، جلد31 ، صفحات653-654
عکس من برعکس من فارغ ز هر درد و غم است...