پیامبران الهی علیهم السلام همواره با نام و یاد خدا به سر می بردند و  " دائم الذکر" بودند و هیچ گاه از یاد خدا غافل نمی شدند ؛ این معنا در کلام حضرت مسیح علیه السلام هست : « و أوصانی بالصّلواة و الزّکوة ما دمت حیّا » ( مریم ، آیه31 ) هر چند این تعبیر دارای دو معناست :

أ‌.       تا زمانی که زنده ام ، برنامه های مقطعی ( نماز و زکات ) را دارم .

ب‌.  تا زنده ام به نماز و تزکیۀ نفس سرگرم هستم ؛ یعنی در همۀ عمر با نماز مأنوسم . به نماز خاص و مقطعی اختصاصی ندارد .

بر پایۀ برخی ادعیه – مانند دعای ابوحمزۀ ثمالی – نیز جملۀ "یا رب" "یا رب" بی وقفه گفته شود تا نفس قطع گردد ، ( مصباح المتهجد ، ج2 ، ص582 ) که گاهی انسان آن را در یک نفس ده یا بیست بار می گوید و زمانی معنایش این است که تا جان در بدن هست ، این ذکر گفته شود ؛ یعنی تا زنده ای از " یا رب " گفتن دست برمدار . از این رو حضرت مسیح علیه السلام فرمود تا زنده ام از نماز و تزکیۀ نفس دست برنمی دارم و همواره در این فضا نفس می کشم .

با این بیان ، معنای آیۀ « الذین هم علی صلاتهم دائمون » ( معارج ، آیه23 ) نیز روشن می شود و این حدیث شریف هم که " اگر کسی همواره یادآور جانب ربوبی باشد ، همیشه به یاد حق به سر برده و در حکم دائم الصلاة است " ( الامالی ، طوسی ، ص79 ) معنای خاص خود را می یابد ؛ یعنی اگر کسی نماز صبحش را خواند و تا ظهر به یاد خدا بود ، چه ذکری بر لب داشته باشد یا کار دیگری را برای رضای خدا انجام دهد – مثلا به تجارت یا کشاورزی و ... بپردازد – مصداق " رجال " در آیۀ « رجال لا تلهیهم تجارة و لا بیع عن ذکرالله » است ، چون تولیدش برای تأمین آبروی خود و زُدایش نیاز و تورّم جامعه در حد اقتصاد سالم است و در مصرف نیز قناعت می کند ؛ چنین کاری " ذکرالله " است .

آری ! اگر انسان به مقامی دست یابد که اعمال شایسته و ارزش های انسانی ملکۀ وجودی او گردند ، چنین بندۀ وارسته ای همواره در مشهد و محضر ذات اقدس الهی است .

تسنیم ، تفسیرقرآن کریم ، آیةالله جوادی آملی ، جلد31 ، صفحات 696تا698