انگيزه و مبادي عدم ارتكاب حرام و گناه چند چيز مي تواند باشد : زشت دانستن آن عمل ؛ سنگين و دشوار ديدن آن ؛ هراسناك بودن از عذاب الهي .

شيطان كه دشمن آشكار انسان است و با وسوسه او را به گناه وامي دارد ، پيش از هر چيز به وسيله نفس مسوّله در انگيزه ها به تناسب حال او تصرف مي كند يعني با تطويع و تنفير ، زيباها را زشت و زشت ها را زيبا جلوه مي دهد و اگر نتواند برخي را با زيبا جلوه دادن گناه ، يا سبك نشان دادن آن گمراه كند با ايجاد فراموشي و از ياد بردن مبدأ و معاد و دوزخ يا تسويف و و اگذاري توبه به آينده ، در آنان تصرّف مي كند : « استحوذ عليهم الشيطان فانسهم ذكرالله » ( مجادله ، آيه 19 ) .

براي تصرف در انگيزه ها گاهي مستقيم به سراغ فاعل مي رود ، چنان كه آيات « لأغوينّهم » ( حجر ، آيه 39‌ ) و « لأضلّنّهم و لأمنّينّهم و لامرنّهم » ( نساء ، آيه 119 ) بدان اشاره دارد ؛ يعني در روح آن ها امنيّه و آرزو ايجاد و گمراهشان مي كنم . و زماني به سراغ فعل تا آن را با علل و اسباب گوناگون رواني توجيه كند؛ بدين گونه كه گاهي حرام را براي او حلال و قبيح را براي او زيبا جلوه مي دهد : « زيّن لهم الشيطان اعملهم » ( نمل ، آيه 24 ) ؛ « و هم يحسبون انّهم يحسنون صنعا » ( كهف ، آيه 104 ) ؛ « سوّلت لكم انفسكم » ( يوسف آيه ، 18 ) يا كار سنگين را براي انسان سبك مي نماياند ؛ مانند سبك جلوه دادن قتل نفس : « فطوّعت له نفسه قتل اخيه » ( مائده ، آيه 30 ) كشتن برادر براي قابيل در آغاز سخت بود و در اختيارش قرار نمي گرفت . شيطان آهسته آهسته او را از درون و بيرون براي اين كار رام كرد .

اگر انسان با عقل ناهي از منكر ، نفس را از هوس و زشتي باز دارد : « و امّا من خاف مقام ربّه و نهي النّفس عن الهوي * فإنّ الجنّة هي المأوي » ( نازعات ، آيات 40-41 ) هرگز نفسْ وسوسه امر به منكر كردن پيدا نمي كند ؛ اما چنانچه كسي در درون خود و در عرصة جهاد اكبر نهي از منكر نكند ، نفسْ او را به زشتي دعوت مي كند . نشانه اش آن است كه انسان پس از تن دادن به گناه و تباهي ، خود را سرزنش مي كند تا به تدريج به توبه راه يابد . نفس در اين مرحله لوّامه است : « و لا اقسم بالنّفس اللوّامه » ( قيامت ، آيه 2 ) ولي اگر نهي از منكر نكند ، نه تنها از زشتي هاي نفسْ رنج نمي كشد ، بلكه از آن لذّت هم مي برد : « و هم يحسبون أنّهم يحسنون صنعا » ( كهف ، آيه 104 ) و نفسِ او امر به منكر مي كند و كم كم انسان را تطويع مي سازد و تابع و منقاد خود قرار مي دهد .

تسنيم ، تفسيرقرآن كريم ، آية الله جوادي آملي ، ج 22 ، صفحات 334- 335- 339