چشم زخم
مراسم بله بورون بود . چهارنفرازخانم هاي فاميل نشسته بودند و باهم صحبت مي كردند. زنگ خانه زده شد. فاطمه در را باز كرد. همكلاسي بچه ها بود ، خانم ها با دیدن او موضوع گفتگويشان عوض شد. يكي گفت: چه دختر زيبايي! ديگري گفت: چه چشم و ابروي مشكي قشنگي داره! سومي گفت: دماغش را عمل كرده قشنگ ترشده! آخري گفت : فاطمه دماغش خوبه، كوچيكه و نيازي به عمل نداره! ميهماني با خير و خوشي تمام شد.
صبح فرداي آن روز ازاتاق فاطمه صدايي (شقّ ) و ناله اي بلند می شود . فاطمه هنگام برخواستن از خواب سرش گيج مي رود و بيني اش به گوشه تخت اصابت مي كند مي شكند وخون جاري مي شود. فاطمه كارش به بيمارستان وعمل جراحي كشيده می شود . همکلاسی بچه ها ، چند هفته بعد دراتوبان امام علي (ع) هنگام رانندگي چپ مي كند و به همراه دو سرنشين دیگر جان به جان آفرين تسلیم مي كند .
آن خرافاتي كه اولادِ پرستندگان گوساله ي سامري ، براي رفع چشم زخم در بين مردم ايران رواج داده اند ( بزن به تخته ، شكستن تخم مرغ و يا به همراه داشتن یا آویزان کردن سنگهاي مخصوص و ... ) هيچ اثري ندارد و به درد خودشان مي خورد.
در روايات اسلامي توصيه هايي هست كه ذكر روزانه ی آن، انسان را از چشم زخم محافظت مي كند. ازجمله : خواندن معوّذتين ( سوره هاي فلق و ناس ) ، گفتن " ماشاءالله لاقُوّة اِلّا بالله العليّ العظيم " ، فرستادن صلوات بر محمّد و آل محمّد ( اللهمّ صلّ علي محمّد و آل محمّد ).
عکس من برعکس من فارغ ز هر درد و غم است...