برای تبیین موضوع خلیفةاللهی انسان ، چند امر لازم است :

امر اول این است که ذات اقدس اله ، انسان را برای عبادت آفریده است : « و ما خلقت الجنّ و الإنس إلّا لیعبدون » ( ذاریات ، آیه56) این "حصر" در آیۀ مزبور ، ناظر به آن است که انسان  نباید غیر خدا را بپرستد و فقط باید خدا را بپرستد ؛ اما معنایش این نیست که کمال انسان ، فقط در عبادت اوست و در معرفت ، علم ، حکمت ، اختراع و ابتکار او نیست . بنابراین ، آیۀ یاد شده نمی گوید هدف فقط عبادت است بلکه می گوید : فقط عبادت "خدا" هدف است که غیر خدا را نپرستند .

در بارۀ علم فرمود : « الله الّذی سبع سماوات و من الأرض مثلهن یتنزل الأمر بینهنّ لتعلموا أنّ الله علی کلّ شیءٍ قدیر و أنّ الله قد أحاط بکلّ شیءٍ علماً » ( طلاق، آیه12 ) ؛ یعنی ذات اقدس اله ، مجموعۀ آسمان و زمین و دستوری را که به وسیلۀ فرشتگان در مجاری آسمان و زمین عبور می کند و تنزّل دارد خلق کرده است تا شما به علم و قدرت خدا عالم شوید . یکی از اجزای نظام آفرینش ، خود انسان است که هدفی دارد و آن هدف ، عالم شدن او به قدرت و علم خداست .

از مجموعۀ این دو آیه برمی آید که انسان باید عابدِ عالِم باشد . عبادت ، ازآنِ عقل عملی و معرفت ، از آنِ عقل نظری اوست و هویّت انسان را عقل نظری و عقل عملی او تشکیل می دهد ؛ یعنی انسان عالم عابد ، انسانِ به مقصد رسیده است .

تفسیر موضوعی قرآن کریم ، مبادی اخلاق در قرآن ، آیةالله جوادی آملی ، جلد10 ، صفحات65تا66