در قیامت همۀ اسباب دنیایی از کار می افتند : « و تقطّعت بهم الأسباب » ( بقره ، آیه166 ) و هیچ کس و هیچ چیزی نمی تواند نجات بخش کافر باشد : « و إن تعدل کلّ عدل لا یؤخذ منها » ( انعام ، آیه 70 ) زیرا کسی با خودش چیزی به آن عالم نبرده است : « و لقد جئتمونا فرادی کما خلقناکم اوّل مرّة » ( انعام ، آیه94 ) مگر عقاید و اخلاق و اعمال ، که همین ها کافر را گرفتار کرده و به زنجیر کشیده است : « کلّ نفس بما کسبت رهینة » ( مدثر، آیه38 ) .

در قیامت ، کسی جز با عقاید و اخلاق و اعمال بخواهد خودش را نجات دهد ، نمی تواند ؛ خواه با ثروت باشد یا دوست یا خویشاوند ، زیرا ثروت و دادن مال در آنجا خریدار ندارد ، چون روز داد و ستد نیست : « یومٌ لا بیعٌ فیه » ( بقره ، آیه254 ) . اگر کسی فرضاً دو برابر کرۀ زمین ثروت داشته باشد و بخواهد با فدا کردن آن خود را از عذاب روز قیامت برهاند ، از او پذیرفته نیست : « لو أنّ ما فی الأرض جمیعاً و مثله معه لیفتدوا به من عذاب یوم القیامة ما تُقبّل منهم » ( مائده ، آیه36 ) یا اگر شخصی کرۀ زمین پر از طلا را فدای رهایی خود کند ، از او پذیرفته نمی شود : « فلن یُقبل مِن أخذهم ملءُ الأرض ذهباً و لوِافتدی به » ( آل عمران ، آیه91 ) . از دوست نیز کاری برنمی آید ، چون در آن روز دوستی نمانده است : « یومٌ لا بیعٌ فیه ولا خُلّة » ( بقره ، آیه254 ) ؛ « یومٌ لا بیعٌ فیه و لا خلال » ( ابراهیم ، آیه31 ) و دوستان صمیمی دنیا در معاد سراغ یکدیگر را نمی گیرند : « لا یُسئل حمیمٌ حمیماً » ( معارج ، آیه10 ) بلکه در آن روز دوستان دیرینه دشمن یکدیگرند ، مگر متّقیان : « الأخلّاءُ یومئذٍ بعضهم لبعضٍ عدوٌ إلّا المتّقین » ( زخرف ، آیه67 ) و هر کس از هدایت پیامبر بی بهره بود و بر خود ستم کرده ، از دوستان خود بیزاری می جوید و می گوید ای کاش با فلان کس دوست نبودم : « یا وَیلتی لَیتنی لم أتّخذ فلاناً خلیلا » ( فرقان ، آیه28 ) .

فرزند ، همسر و خویشان نیز در معاد بی اثرند ، زیرا در آن روز همۀ پیوندها گسسته و نسبت های خویشاوندی از میان می رود و از یکدیگر سؤال نمی کنند : « فلا أنساب بینهم یومئذٍ و لا یتساءَلون » ( مؤمنون ، آیه101 ) و انسان از همۀ نزدیکان خود می گریزد : « یوم یفرّ المرءُ مِن أخیه * و أمه و أبیه * و صاحبته و بنیه » ( عبس ، آیات 34تا36 ) بلکه بالاتر ، برای نجات خود ازعذاب ، دوست دارد فرزندان و همسر و برادر و خویشان و همۀ انسان های روی زمین را فدا کند ؛ لیکن هرگز از او پذیرفته نیست : « یَوَدّ المُجرم لو یفتدی من عذاب یومئذٍ ببنیه * وصاحبته و أخیه * و فصیلته الّتی تُئویه * و من فی الأرض جمیعاً ثٌمّ یُنجیه * کلّا » ( معارج ، آیات11تا15 ) و در آن روز هیچ کس از دیگری دفاع نمی کند و از وی کفایت نخواهد کرد : « واتّقوا یوماً لا تجزی نفسٌ عن نفسٍ شیئاً و لا یُقبل منها عدل » ( بقره ، آیه123 ) . سخن فراگیر که شامل همۀ نمونه های پیش گفته باشد ، آیه : « ... و إن تعدل کلّ عدل لا یؤخذ منها ... » ( انعام ، آیه70 ) است که پذیرش هر نوع عوض و عدل را نفی می کند .

تسنیم ، تفسیرقرآن کریم ، آیةالله جوادی آملی ، جلد۲۵ ، صفحات539تا541